عطا ملك جوينى

103

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

بالا « 1 » مگر زنانى را « 2 » كه جوان‌تر بودند نگذاشتند « 3 » و از آنجا كامياب و كامران با بندگى شاه جهان آمدند و عزم طوس كردند ، و ربيع الآخر بحبح ؟ ؟ ؟ « 4 » الفقراى طوس بر در باغى كه امير ارغون بنا نهاده است خيمهء نسيج « 5 » زدند و جنح « 6 » الفقرا مجمع الأمرا گشت و آن خيمهء بود كه پادشاه جهان منكو قاآن جهت برادر خويش اشارت فرموده بود تا امير ارغون ترتيب سازد از « 7 » حكم فرمان اساتذهء كارخانها را جمع كردند و مشاورت كرد تا عاقبت بر آن قرار دادند كه خيمهء يكتو سازند دو رويه و استخراج « 8 » نسج « 9 » صنعت « 10 » آن « 11 » نسخ « 12 » صنعت « 13 » صنّاع صنعا كردند « 14 »

--> ( 1 ) آ : بالا ( ) ، ه ز : سربالا ، ح : بسر بالا ، د : پسر بالاى تازيانه زنده نكذاشتند ، ج : نيز تير بلا را نشانه شد ، ب باصلاح جديد اصل جمله را اينطور دارد : و از دوساله تا ؟ ؟ ؟ صدساله بياسا رسانيدند ، ( 2 ) ج د ه ز ح « را » را ندارند ، ( 3 ) كذا فى د ه ، ج ز ح : بكذاشتند ، ب : بكذاشتند ؟ ؟ ؟ ، آ : بكذاستند ؟ ؟ ؟ ، - مقصود گويا اينست كه از ده ساله به بالا تمام مردم را كشتند مگر زنانى را كه جوان‌تر بودند كه زنده گذاشتند ، ( 4 ) كذا فى آ ب د ز ح ( ) ، ج : بحنح ؟ ؟ ؟ ، ه جمله را ندارد ، - ضبط اين كلمه و مقصود از آن بهيچوجه معلوم نشد ، در سطر بعد نيز تكرار شده است ، ( 5 ) كذا فى ز ، رجوع بص 98 س 3 ، آ ب ج : نسيج ، ح : نسيح ؟ ؟ ؟ ، د : نسح ، ه ندارد ، - نسيج به عربى جامهء حرير زر بافته است مخفّف نسيج الذّهب و الحرير ، رجوع بقاموس دزى كه مظانّ شواهد آن را بدست ميدهد ، و برهان ظاهرا سهو كرده كه آن را فارسى دانسته و بجيم فارسى ضبط كرده ، ( 6 ) كذا فى آ ب ز ( ) ، ج : جنح ؟ ؟ ؟ ( يا ) حبح ، ه : جنح ، د : بحنج ، ح : يحنح ؟ ؟ ؟ ، ( 7 ) آ : و از ، ( 8 ) كذا فى جميع النّسخ ، و لعلّه : باستخراج ، ( 9 ) كذا فى د ، ه ز : نسيج ، ب ح : نسيح ، آ : بنح ؟ ؟ ؟ ، ج ندارد ، ( 10 ) كذا فى جميع النّسخ ، و لعلّه « و صبغت » ، ( 11 ) د ح « آن » را ندارند ، ( 12 ) كذا فى ز ، ب ه : نسح ؟ ؟ ؟ ، آ : نبح ؟ ؟ ؟ ، ج : نسيح ، د ح ندارند ، ( 13 ) كذا فى ب ز ، ج : صيغت ، باقى نسخ ندارند ، ( 14 ) د : كرده ،